اسكندر بيگ تركمان
817
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ذكر فرستادن محمد بيك ولد كور خلفاى روملو برسم رسالت روم بموافقت خير الدين چاوش خير الدين چاوش در سال گذشته چنانچه سبق ذكر يافت از جانب وزراء و اركان دولت پادشاه روم همراه محمد بيك روملو ولد كور خلفاء كه برسالت روم رفته بود به جهت گفتگوى صلح آمده در اينوقت رخصت انصراف يافته مشمول نوازش و تفقدات پادشاهانه روانه شد و حسب الالتماس مراد پاشاى وزير اعظم نامه محبت آميز دوستانه به حضرت احمد خان پادشاه و الا جاه روم در قلم آورده در آن نامهء نامى اشعار فرمودند كه هر گاه از آنطرف طريقهء مودت و دوستى مسلوك باشد از اينجانب نيز جز شيوهء مرضيه وفاق و حسن اتفاق مسلوك نخواهد بود ديگر باره محمد بيك مذكور را كه مرد سنجيدهء زباندان صلاح انديش بود در مرافقت چاوش مذكور برسالت تعيين نموده روانه كردند و او را مرخص ساختند كه قواعد صلح را بدستور زمان حضرت شاه جنت مكان استحكام دهد و ايشان از تبريز متوجه مقصد گشته از راه ديار بكر روانه شدند . چون بديار بكر رسيدند در آنجا آمدن سردار را استماع نموده باتفاق نصوح پاشاء بيگلربيگى ديار بكر بجانب اردوى سردار در حركت آمده در حوالى ارزروم به او ملاقات كردند و مكتوب عنايت اسلوب شاهى را كه باسم سردار در قلم آمده بود به او رسانيدند و او در جواب گفته بود كه باعث آمدن عساكر عثمانى به اين طرف [ 578 ] استغاثهء بيگلربيگى ارز روم بود كه قاصدان فرستاده عرض نمود كه لشكر قزلباش بر سر قلعه آمده محاصره كردهاند بنابر آن اين نهضت لازم شد حالا چون خزاين موفور پادشاهى صرف تجهيز لشكر شده و جمعيت عساكر روى داده بسرحد نزديك شدهايم بنابر رعايت ناموس سلطنت و گفتگوى دوست و دشمن ناچار است كه سفر بانتها رسد انشاء الله تعالى چون بآنحوالى رسيم از جانبين معتمدان آمد شد نموده بدانچه لايق حال و مناسب احوال طرفين باشد عمل خواهد شد ايلچيان مذكور را مصحوب خود گردانيده روانهء آذربايجان گرديد . ذكر لشكر فرستادن بسردارى امير كونه خان قاجار بيگلربيگى چخور سعد بارز روم و بيان محاربهء غازيان با حسن پاشا و عساكر آن مرز و بوم چون جاسوسان سريع السير رسيده خبر دادند كه مراد پاشاى سردار از استنبول بيرون آمده در اسكو در تجهيز لشكر و يراق سفر مشغولست و عزيمت اينطرف دارد چون اين مقدمه منافى مقدمات سابق و گفتگوى خير الدين چاوش بود حضرت اعلى شاهى ظل اللهى جانب احتياط مرعى داشتن اهم و الزم دانسته رأى جهان آرا بدان متعلق گشت كه فوجى از امراء و عساكر نصرت نشان را مأمور گردانند كه تا ارزروم رفته آتش در علفزارهاى محل عبور لشكر روم و غلات آن ولايت زده چنان نمايد كه